محمد صالح جونمحمد صالح جون، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره
کوثر جونکوثر جون، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

محمدصالح جون

ماه اول زندگی شیرینت

لا حول و لا قوة الا باالله العلی العظیم گل پسرم در تاریخ ٣٠/٥/ ٩١ ،ساعت ١٩:١٥ در بیمارستان شهید مبینی سبزوار به دنیا اومدی درست روز بعد از عیدفطر نیم ساعت بعد از زایمان آوردنت تا شیرت بدم،درست همون لحظه صدای اذان می اومد نمیدونستم گریه کنم یا خوشحال باشم اشک شوق از چشمام جاری شد،همه دردامو فراموش کردم، بوسیدمت و خدا رو به خاطر این نعمت بزرگش خیلی خیلی شکر کردم و با بسم ا...اولین مکیدن رو شروع کردی روز به روز بزرگ شدنت دیدیم و به قدرت خدا پی بردیم روز دهمت بابایی برات گوسفند خرید و گلپسرمونو عقیقه کرد خدا پشت و پناهت عزیزم   عزیزم تولدت مبارک     چند ساعت بعد از ب...
17 اسفند 1392

فضولی جدید

تا حالا شنیدید که میگن:از بس که فضوله از دیوار راست هم میره بالا  حالا نی نی ما از دسته ی مبل میره بالا تا چراغ روشن و خاموش کنه  تا به باباییش میگم :چراغو بیزحمت روشن کن ،ناقلا از باباییش زودتر اینکارو انجام میده    جدیدا هم علاوه بر اون،موبایل هارو هم میخوای شارژ کنی ...
3 اسفند 1392

مبل با کلاس!!!!

از بس که عاشق پیام بازرگانی هستی،دنبال یه مبل راحت و باکلاس بودی که بشینی و همشو با دقت نیگا کنی،آخرش اینو پیدا کردی از راحتی زیاد خسته شدی دیگه!!!!!!!!! ...
3 اسفند 1392

واکسن 18 ماهگی .....

سلام به گلپسر  پنجشنبه  صبح بردمت بهداشت برای کنترل و واکسن 18ماهگی ..... خوشبختانه بابایی اونروز مرخصی  داشت و با هم رفتیم تا آخرین واکسنتو بزنیم وقتی بابایی رو تخت درازت کرد،شروع کردی به گریه کردن آقای مهربون  به گریه شما کاری نداشت و کار خودشو کرد و واکسنتو زد شما هم شروع کردی به جیغغغغغغغغغغغغغغ تا بابایی اومد بلندت کنه ،آقا گفت:کجا یکی دیگم داره دومی رو هم زد و با گریه ات بهداشتو گذاشتی  روسرت...... بگذریم سرتو درد نیارم..... ظهر که اومدیم خونمون رد واکسنت درد میکرد شما فقط جیییییییغ میزدی(بمیرم برات)تا اینکه خوابیدی بعدازظهر که از خواب بیدا...
3 اسفند 1392
1